عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

565

زبدة التواريخ ( فارسى )

سنهء ثلاث و ثمانين و سبعمايه « 1 » بعد از آن از حوالى شهر كوچ كرده به مرغزار كهدستان نزول فرمود و فرمان شد كه باروى شهر قديمى را خراب كنند و ديوارها را رخنه‌ها زنند . برموجب فرمان دروازه‌ها را « [ 1 ] » كندند و مقاتله‌ها را در خندق ريختند و رخنه‌ها در ديوار زدند « [ 2 ] » و دروازه‌هاى آهنين به تكلّف داشت ، القاب ملوك كرت بر آنجا نبشته ، حكم شد كه آن دروازه‌ها را به شهر سبز رسانند . بر گردونه‌ها بار كرده ببردند « [ 3 ] » و حالا بر در « [ 4 ] » دروازه‌هاى شهر سبز است نشانده ، خزاين و دفاين ملك غياث الدّين « [ 5 ] » را « [ 6 ] » كه سالها بود تا « [ 7 ] » ملوك كرت به‌تدريج جمع « [ 8 ] » كرده بودند از حصار بيرون آوردند و محقّر مالى بر اهالى شهر تحميل كردند چنان كه به مدّت سه چهار روز نقد شد و دويست كدخداى معتبر از شهر و نواحى تعيين « [ 9 ] » فرمودند كه به شهر سبز روند و آنجا تمدّن سازند و امير تيمور تاش كه حاكم ترمذ بود بدين مهمّ نامزد شد و قلعهء اسكلچه را كه امان كوه مىخوانند « [ 10 ] » ملك غياث الدّين به پسر خردتر « [ 11 ] » خود امير غورى سپرده بود و او جوانى « [ 12 ] » شجاع و جلد و كاردان بود . امير صاحب‌قران ملك غياث الدّين را اشارت فرمود تا به حسن كفايت او را دعوت كرده از قلعه فرود آورد . ملك برموجب فرمان به پاى قلعه رفت و به حسن تدبير پسر را از اسكلچه « [ 13 ] » فرود آورد . و به بساط بوس بندگى حضرت صاحب قرانى « [ 14 ] » رسانيد . حضرت « [ 15 ] » صاحب قرانى او را نيز به « [ 16 ] » تربيت و نوازش سرافراز

--> ( [ 1 ] ) - م و ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : « و رخنه‌ها در ديوار زدند » ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : بردند . ( [ 4 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 5 ] ) - ل : هرات . ( [ 6 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : تا كه . ( [ 8 ] ) - ت : گرد . ( [ 9 ] ) - ت : ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : مىخواندند . ( [ 11 ] ) - ل : چون . ( [ 12 ] ) - ت : ندارد . ( [ 13 ] ) - ت : قلعه . ( [ 14 ] ) - م و ل : « صاحب قرانى » ندارد . ( [ 15 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 16 ] ) - ل و ت : « نيز به » ندارد . ( 1 ) سال 783 ه . ق .